«ردوى روورز» تيم خوبى است؟
- بهترين. بهترين. آنها مى توانند انگلستان، منچستريونايتد، رئال مادريد و تمام تيم هاى دنيا را به زانو درآورند. نه! شوخى كردم. اين تيم از آنجا كه اولين مقصد دوران حرفه اى من بود، تكه جدا نشدنى زندگى من محسوب مى شود. آنجا كنار استيوارت آندروود، استيو كايربى و همچنين پدرم به عنوان مربى تيم، روزگار خوشى را سپرى كردم.
«آندروود» مانند سرجوخه هاى ارتش به نظر مى رسيد و همواره مرا مورد لطف قرار مى داد. همه مربيان و مشوقان دوران گذشته را به ياد دارم!
• چرا اين قدر مدل موهايتان را تغيير مى دهيد؟ ما يك عكس از دوران كودكى شما داريم. چقدر تغيير كرده ايد؟
-در كودكى مادرم مرا تشويق مى كرد تا به شكل خاصى موهايم را آرايش كنم و وقتى براى نخستين بار به موهايم حالت خاصى دادم، با نگاه هاى عجيب او روبه رو شدم. چون خيلى كوتاه قد بودم. باور نمى كنم اين شخص چنين بلايى بر سرم آورده باشد!
• حضور ثابت در منچستريونايتد آن هم در روزگارى كه بازيكنان جوان براى بازى عجله داشتند، دشوار نبود؟
-فقط به خودم مى انديشم. تاكنون افتخارات زيادى كسب كرده ام به بازوبند كاپيتانى منچستريونايتد رسيدم، عضو رئال مادريد شدم و از همه مهمتر كاپيتان تيم ملى انگلستان نام گرفتم. دليلى براى افسوس خوردن وجود ندارد. هرگز خود را عامل اشتباهات بزرگ نمى دانم. پدرم هميشه مى گفت تو بايد100 بازى براى منچستريونايتد انجام دهى اما اگر نتوانستى، مقصر نيستى. در اولدترافورد ياد مى گيريد قبل از بازنشستگى به گذشته نگاه نكنيد و تا روز آخر براى پيشرفت بيشتر بجنگيد.
• دوست داريد بار ديگر از ميانه ميدان گل بزنيد؟ آيا فكر مى كنيد فقط يك جوان بى تجربه مى تواند چنين كارى انجام دهد؟ چند روز در هفته به تمرين شوتزنى مى پردازيد؟
-هميشه مى توان از ميانه ميدان گل زد و اگر چنين فرصتى به دست بياورم، با كمال ميل دروازه رقيبان را مى لرزانم. سال هاى زيادى از آن گل استثنايى مقابل ويمبلدون مى گذرد اما هنوز وقتى به صحنه موردنظر مى نگرم، هيجان زده مى شوم. يك نفر عكسى به من هديه كرد كه در آن مشغول شليك توپ از ميانه ميدان هستم. اين عكس از پشت سر من انداخته شد و هنوز در اتاقم ديده مى شود. توپ در هوا است و در پس زمينه تصوير، هواداران ورزشگاه «سلهرست پارك» ديده مى شوند. پدر، مادر و خواهرم را نيز هنگام ورود توپ به دروازه مشاهده مى كنم. چقدر باشكوه!
•از اينكه در منچستريونايتد پيراهن اسطوره اى چون كانتونا را به تن كرديد، خوشحال هستيد؟
- پيراهن شماره ۷ متعلق به بزرگان منچستريونايتد و اسطوره هاى من بود. هميشه آرزو داشتم مانند جورج بست، اريك كانتونا و برايان رابسون با اين پيراهن در ميادين فوتبال بدرخشم. با اينكه شماره ۷ را دوست داشتم اما هرگز به خاطرش دست و پا نزدم!
•اكنون وقتى به برخورد عكس العمل پس از واقعه مرحله يك هشتم نهايى جام جهانى ۱۹۹۸ فكر مى كنى، به چه نتيجه اى مى رسيد؟ مى خنديد؟ احساس ناكامى مى كنيد؟
- روزهاى دشوارى را سپرى كردم اما برخورد خوب هواداران منچستريونايتد حداقل مقدارى از بار روى دوشم كاست. ۲ سال تمام هنگام نواختن ضربه كرنر مورد آزار و اذيت طرفداران ساير باشگاه ها قرار مى گرفتم؛ ۲ سال تمام! از سوى مقابل منچسترى ها در گوشه زمين نام مرا فرياد مى زدند و پس از آن وقايع تلخ، گويى دنيا را به من دادند.
•كداميك لذتبخش تر بود؛ ضربه آزادى كه در وقت تلف شده آخرين بازى انگلستان در مرحله مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۲ درون دروازه يونان فرستاديد يا پيروزى تاريخى منچستريونايتد در واپسين دقايق فينال فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ ليگ قهرمانان اروپا؟
-نمى توانم يك مورد را انتخاب كنم. هر ۲ لحظه، بسيار باشكوه بود. فتح ليگ قهرمانان به آسانى امكانپذير نيست. منچستريونايتد طى يك فصل درخشان هر ۳ جام برگ فصل را ربود. بچه هاى اولدترافورد در عرض ۳ دقيقه پايانى، نتيجه را عوض كردند كه باورنكردنى به نظر مى رسيد. گلزنى مقابل يونان هم يكى از بهترين لحظات دوران حرفه ايم را رقم زد. ضربه آزاد من استثنايى خطاب شد اما بايد بگويم كسب افتخار همراه منچستريونايتد لذت ويژه ترى داشت چون ما بچه هاى آكادمى به اميد بالا بردن معتبرترين جام اروپا، كنار هم مشكلات را تحمل كرديم. با اينكه ايستادن بر قله اروپا نتيجه تلاش تيم محسوب مى شد اما احساس كردم اين موفقيت كاملاً به من تعلق دارد. خب! پيروزى هاى ملى هم غرورآميز است.
•
از اريكسون دلخوريد؟ او را با فرگوسن قابل مقايسه مى دانيد؟
- مقايسه؟ اسون هم اكنون در نزديكى هاى فرگوسن قرار دارد؛ هرچند كاملاً متفاوت با مربى ما عمل مى كند. عده زيادى از مربيان دوست دارند رموز اريكسون را پياده كنند اما شيوه او كاملاً منحصر به فرد است.
• در جام جهانى ۲۰۰۲ تا چه ميزان آماده بوديد؟ قبل از آسيب ديدگى ناحيه پا در بهترين فرم قرار داشتيد. اگر آسيب نمى ديديد، انگلستان قهرمان جام جهانى مى شد؟
-سؤال عجيبى است! چه كسى مى تواند بگويد چنين اتفاقى رخ مى داد؟ البته آماده نبودم و دوست داشتم جام جهانى را فتح كنم. مطمئن نيستم چنانچه مصدوم نمى شدم، شرايط تغيير مى كرد. مردم مى گويند بايد در دقايق پايانى نيمه اول بازى مرحله يك چهارم نهايى مقابل برزيل، به جاى تكل زدن اجازه مى دادم توپ به اوت مى رفت تا حريف اجازه حمله نيابد و درنهايت گل نزند. نمى توانستم اين كار را انجام دهم! آن زمان مى توانستيد چنين پرسشى را مطرح كنيد زيرا بيشتر از حد توانم تلاش كردم به مرز آمادگى برسم و شايد اگر پايم نمى شكست قادر بودم سرنوشت كشورم را عوض كنم. هميشه پس از چنين مصدوميت هايى، با رنج فراوان بازگشته ام.
•
۳ روز بعد از پايان فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ پيشنهاد تمديد ۴ ساله قرارداد با منچستريونايتد را نپذيرفتيد و خشم هواداران را برانگيختيد، چرا؟
- نه! يك سال قبل تر جلوى چشم مربى و طرفداران، يك قرارداد ۴ ساله امضا كردم. به ياد داريد كه در آستانه جام جهانى گفتم مى خواهم در منچستريونايتد بمانم؛ با اين حال هرگز درنگ نكردم چرا هيچ كس براى اين همه احساس و علاقه كوچكترين ارزشى قايل نشد؛ به اين خاطر ديدگاهم كاملاً عوض شد. ۳ سال از قراردادم با منچستريونايتد باقى مانده بود. زمان طولانى به نظر رسيد اما ترجيح دادم به رئال مادريد بپيوندم.
• شما وعده انتخاباتى خوآن لاپورتا، رييس فعلى بارسلونا بوديد. آيا با اين شخص مذاكره داشتيد؟
-نه با او و نه با هيچ كدام از سران بارسا گفت و گو نكردم. منچستريونايتد قصد داشت شخصاً اقدام كند اما من هم نظر خاص خودم را داشتم. بارسلونا باشگاه بزرگى است. حضور در اين تيم و كار كردن با مرد دوست داشتنى مانند لاپورتا، افتخار بزرگى به حساب مى آيد اما گفته بودم در صورت ترك منچستريونايتد (آنچه در مخيله ام نمى گنجيد) فقط لباس رئال مادريد را مى پوشم چون دلواپس آينده ام هستم.
مى خواستم در باشگاهى كه دوستش داشتم و فوتبال را از آنجا آغاز كردم، كفش هايم را به ديوار بياويزم. بدترين تعطيلات عمرم را سپرى كردم و خيلى عصبانى بودم.
• رابطه شما با فرگوسن خيلى عميق و عاطفى به نظر مى رسيد. چرا به يكباره بنيان دوستى ها فرو ريخت؟ چنانچه دوباره كنار هم قرار بگيريد، چه اتفاقى مى افتد؟
-حداقل من نمى توانستم چيزى را تغيير دهم زيرا با فرگوسن رابطه خوبى داشتم. بدون او به جايگاه امروز نمى رسيدم. اعضاى باشگاه بودند كه اجازه دادند رؤياى پوشيدن پيراهن منچستريونايتد را عملى كنم. از فرگوسن متشكرم. هميشه در روابط بازيكنان و مربيان يك تيم مشكلاتى به وجود مى آيد؛ هرچند اختلاف بكهام و فرگى حالت معمولى نداشت! وقتى باشگاه گفت برو، هرگز به پشت سرم نگاه نكردم و حتى طى آخرين بازى در اولدترافورد به سخنرانى نپرداختم چون اصلاً احتياجى به اين كار نبود. همراه منچستريونايتد، قهرمان ليگ برتر نام گرفتم و همه چيز خوب به نظر مى رسيد. وقتى در بازى مقابل رئال مادريد، نيمكت نشين شدم، مردم شايعه ساختند كه بكهام راهى برنابئو خواهد شد اما بازيكنان رئال اعتراف كردند در آن بازى چيزى راجع به حضور من در پايتخت اسپانيا نگفتند. منچستريونايتد سن و سال را بهانه قرار داده بود. با اطمينان مى گويم چنين مسأله اى، باعث جدايى ام نشد.
• تكان دهنده ترين مطلبى كه در مورد خودتان خوانديد يا شنيديد...
- اوه. خداى من! هر روز يك اظهارنظر جديد مى شنوم. مردم حرفها و شايعات دسته اولى مى سازند و رسانه ها مجبورند به خاطر فروش، آنها را انعكاس دهند. نمى توانم يك مورد خاص را انتخاب كنم. وقتى در منچستريونايتد حضور داشتم، مردم مى گفتند بكهام چون در لندن زندگى مى كند، مدام بين اين شهر و منچستر در سفر است. عده اى ادعا مى كردند در پايتخت انگلستان خانه دارم حال آنكه در منچستر سكونت داشتم. هواداران مى پرسيدند چرا اين قدر سفر مى كنى در حالى كه اصلاً چنين چيزى صحت نداشت. شما باور مى كنيد من براى جشن تولد ۵ سالگى پسرم ۲۵ هزار پوند خرج كرده ام؟ نه!
•رونالدو در استخر خانه اش لاك پشت آبى دارد؟
-نه، من آنجا شنا كردم اما هيچ جانورى آبزى نديدم!
•
از زمانى كه به رئال مادريد آمديد، نه منچستريونايتد قهرمان اروپا شد و نه تيم پايتخت اسپانيا. اگر در اولدترافورد مى مانديد، مى توانستيد شياطين سرخ را به مقام قهرمانى اروپا برسانيد؟ رئال مادريد بدون شما قادر به فتح معتبرترين جام قاره سبز بود؟
- نمى دانم، در رئال مادريد جامى نبردم اما روزهاى خوبى را سپرى كردم و بر تجربيانم افزودم.
•چرا قوى سپيد در ساليان اخير روزهاى خوشى نداشته است
؟
-شايد به اندازه كافى خوب نبودم. ابتدا والنسيا و در ۲ سال اخير بارسلونا بهتر ظاهر شده و جام را ربودند. در فوتبال، بهترين ها برنده مى شوند. رئال مادريد هر سال جام مى خواهد چون فلسفه باشگاه چنين ايجاب مى كند. طى ۲ ، ۳ سال اخير اصلاً در قواره يك قهرمان مقابل رقيبان نايستاديم.
•كانتونا يا زيدان؟
-انتخاب سختى است با اين حال من زيدان را برمى گزينم. اريك بازيكن ويژه اى محسوب مى شد و تا هميشه به عنوان سلطان اولدترافورد باقى خواهد ماند. كانتونا انسانى نمونه و يكى از بهترين افرادى بود كه كنارش بازى كردم؛ هرچند شخصاً زيدان را انتخاب مى كنم.
• مدل موهايتان را با نظر همسرتان، ويكتوريا عوض مى كنيد؟ از اين بابت افسوس نمى خوريد؟
-شخصاً در اين باره تصميم مى گيرم و هرگز تا به حال بابت يك نوع آرايش خاص مو افسوس نخورده ام. هنگامى كه از خواب برمى خيزم تصميم مى گيرم تا پايان روز چگونه باشم. شايد امروز موى بلند و فردا موى كوتاه! به سليقه ام بستگى دارد. شايد مدل «موهيكان» زشت به نظر مى رسيد يا حداقل مادرم چنين نظرى داشت؛ هرچند اشتباه از سوى خودش سر زد! (خنده)
•وقتى اولين ضربه انگلستان را در ضيافت پنالتى هاى مرحله يك چهارم نهايى يورو ۲۰۰۴ از دست داديد، به چه چيزى فكر مى كرديد؟
-از خودم پرسيدم چه اتفاقى رخ داد. چمن هاى منطقه پنالتى، نامطلوب بود. شوت من مشكلى نداشت. مى خواستم اين بدشانسى بزرگ را جبران كنم. شنيدم هوادارى كه شوت مرا گرفت، ۳۲ هزار پوند بابت فروش توپ به جيب زد! فقط از اين نظر خوشحال شدم. دوست داشتم آن توپ را بخرم اما شرايط مالى اجازه نداد!
•شنيده مى شد در آن تورنمنت همراه اعضاى تيم ملى انگلستان نبوديد و حتى يك هتل جداگانه براى خودتان رزرو كرده بوديد...
-هنگامى كه آنها در يك اتاق تنگ و تاريك هستند، من در قصر فرشته ها هستم! نه كنار تيم بودم. كاپيتان انگلستان خطاب مى شدم، نه تافته جدا بافته. مردم، داستان روزنامه ها را باور كردند. آن روزها زندگى ام شكل ديگرى داشت. متأسفانه باران شايعات تمامى نداشت و از همه بدتر هواداران خيلى زودباور شده بودند.
• چرا طرفداران تيم ملى انگلستان دوست دارند در جناح راست بازى كنيد؟
-در اين منطقه بهتر مى توانم سانتر كنم.
• وقتى در بازى مقابل ايرلند شمالى به رونى گفتيد سرت را پايين بينداز، او چه گفت؟
-روزنامه ها به اندازه كافى شايعه ساخته اند. من، او و ريوفرديناند كنار هم بوديم. رونى مانند هميشه واكنش نشان داد. به او گفتم فوتبال بازى كنم. «وين» شخصيت بالايى دارد و به همين خاطر يكى از بهترين جوانان فوتبال دنيا به حساب مى آيد. رونى هرگز به من بى احترامى نكرد. تماشاى چنين بازيكنانى چقدر زيبا است!
• بهترين بازيكن جهان و سرسخت ترين رقيبى كه مقابلش ايستاديد...
- كارلوس هميشه دشوارى هاى زيادى براى من به وجود مى آورد. زيدان بزرگترين بازيكن دنيا و بهترين همبازى ام بود. شايد اكنون رونالدينيو برترين ستاره جهان فوتبال باشد.
•خودتان را معروف ترين شخصيت دنيا مى دانيد؟
-نه، تام كروز شهرت بيشترى دارد.
•مقابل هواداران و خبرنگاران جنجال ساز چه عكس العملى نشان مى دهيد؟
-آنها مى خواهند عكس يادگارى بيندازند. تقاضايشان را رد كنم؟ نه! دادن امضا و عكس افتخار بزرگى نيست. در اين مورد بچه ها در اولويت هستند. واقعاً گذراندن يك روز بيرون از منزل آن هم بدون حضور «پاپاراتزى ها» (خبرنگاران حاشيه ساز) دشوار است.
•به خاطر سبك خاص ضربه زدن به توپ، در دوران پيرى دچار مشكل نمى شويد؟
-نه، هم اكنون از ناحيه كمر احساس درد مى كنم اما اين موضوع باعث نمى شود از فوتبال دل بكنم.
•دوست داريد به كدام دوره زندگى بازگرديد؟
- زمان نمى ايستد و چيزى قابل تغيير نيست. امكان دارد يك واقعه ويژه در زمانى خاص، شخصيت شما را شكل دهد. چند سال پيش دوست داشتم آن اتفاقات پس از جام جهانى ۱۹۹۸ رخ ندهد اما اگر «هو» نمى شدم، شايد امروز شخصيت قوى نداشتم. در سوى مقابل علاقه مندم بار ديگر به مقاطع پايانى فصل ۱۹۹۹ بازگردم و البته دوباره دروازه يونان را بگشايم. فصل ۱۹۹۹ بسيار ويژه تر ازجام جهانى ۱۹۹۸ به نظر مى رسيد چون تا ۳ ، ۴ سال فقط به آن ۳ جام فكر مى كردم.
• بكهام، مربى خواهد شد؟ اگر پس از بازنشستگى به طور كلى از فوتبال دور شويد، چه شغلى را برمى گزينيد؟
-مربى نخواهم شد. به كار در آكادمى فوتبال علاقه مندم. هم اكنون در لندن و لس آنجلس مدرسه فوتبال دارم و مى خواهم چند شعبه ديگر در ساير نقاط جهان افتتاح كنم. دوست دارم راهنماى فوتبال و البته زندگى بچه ها باشم. آكادمى بكهام، جايى براى آموزش فوتبال، احترام به بازيكنان، داور،وهواداران و قوانين زندگى است و به اين خاطر كاملاً متفاوت خواهد بود.فوتباليست بدون يك چيز است و سفير يونيسف خطاب شدن، چيز ديگر! بچه ها به من زندگى دادند چون وظيفه دارم راه زندگى درست را به آنها بياموزم.
عکس های دیوید از بازی رئال- ساراگوسا که ۲-۲ مساوی شد در ادامه مطلب: